آوریل 18, 2011
«آره باحال بود ولی کلاهش لعنتی خیلی سنگین بود.» اسفندیار اینها را میگوید.
همان حرفیست که من هشت سال پیش وقتی از میدان تیر بین تهران و کرج به خانه برگشتم زدم.
هشت سال پیش.
هشت سال.
خدای من. هشت سال گذشت…
به تو سخت میگیرد جهان. غم مخور
«آره باحال بود ولی کلاهش لعنتی خیلی سنگین بود.» اسفندیار اینها را میگوید.
همان حرفیست که من هشت سال پیش وقتی از میدان تیر بین تهران و کرج به خانه برگشتم زدم.
هشت سال پیش.
هشت سال.
خدای من. هشت سال گذشت…